صید نهنگ در شط

یادداشت‌های من درباره‌ی زندگی، ادبیات، سینما و تئاتر

صید نهنگ در شط

یادداشت‌های من درباره‌ی زندگی، ادبیات، سینما و تئاتر

صید نهنگ در شط

گمان‌کردن، رویا دیدن و نوشتن

اگر بخواهم خودم را تعریف کنم، مختصرش می‌شود این‌ها:

- قصه‌ساز
- من گُنگ خواب دیده و عالم تمام کَر
-زن‌کودکِ عاشقِ جان به بهار آغشته
- ریشه‌ای در خواب خاک‌های متبرک
- پهلو به پهلوی خیل نهنگ‌های جوان غوطه می‌خورم
- غلامِ خانه‌های روشن
- دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ادبیات داستانی
- دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر
-فارغ از تحصیل دوره‌ی کامل فیلم‌نامه‌نویسی از خانه‌ی بین‌الملل بامداد
- می‌نویسم؛ چون هیچ کاری رو به اندازه‌ی نوشتن نه بلدم و نه عاشق

اسم رشته‌ای که من توی مقطع کارشناسی خوندم، برای خیلیا آشنا نیست. حتی نمی‌دونن که چنین رشته‌ای وجود داره؛ ادبیات داستانی. پای عشقی ایستادم که هنوزم برام نتیجه‌ی خاصی نداشته اما دارم ازش لذت می‌برم و این مسیر من رو تبدیل به آدمی کرده که الان هستم. بعدتر هم رشته‌ی زبان‌های باستانی رو توی مقطع کارشناسی ارشد انتخاب کردم و با گذشت یه ترم فهمیدم با تمام علاقه‌ای که بهش دارم، جام اونجا نیست و اون‌طور که باید ارضام نمی‌کنه. زدم بیرون.
مامانم یه‌بار گفت:« تو عاشق چیزای قدیمی و عجیبی چیزایی که برای بقیه هیچی نیستن.» فکر کنم درست گفته. روح من درگیر جولان دادن بین ادبیات، سینما، نمایش و تاریخه. چون می‌تونه از اینا بارور شه و چیزی خلق کنه. به همین راضی‌ام؛ به این جنون خُرد.
در حال حاضر هم بعد از یه تغییر مسیر درونی، دارم کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر توی دانشگاه هنر و معماری می‌خونم و باید بگم که دانشگاهامون خیلی وقته که به باد رفتن و خبر خاصی توشون نیست؛ حتی منی که دونسته توی این مسیر راه می‌رم هم دیگه دارم کلافه می‌شم از هیچ و پوچ بودنشون. آدم توقع دارم حداقل این فضاها یکم کمتر تهی باشن؛ ولی خب ما اینجاییم که ببینیم در تهی گسترده‌ای دست و پا می‌زنیم.

پی‌نوشت: 
- «صید نهنگ در شط » عنوان یکی از داستاناییه که این اواخر با لذتی وصف نشدنی نوشتمش و یعقوبش رو عجیب دوست دارم. مردی که چشم انتظار داره و وجودش دو پاره است؛ یکی گمشده و یکی دلتنگ و یعقوب این بین، عاجز از به‌دست‌آوردن عشق حقیقی، نشسته. مردی شبیه به مردای سرگشته و بلاتکلیف نسل من.
- دوست داشتم این‌جا هم با نام میدیوماه بنویسم مثل شبکه‌های اجتماعی دیگه‌ای که درش فعالیت دارم اما انگار نمی‌شه از نامِ رسمی خودمون دوری کنیم. شما خیال کنین که میدیوماه نامی داره برای شما می‌نویسه.